الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

112

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

ب - مراد از « بكارت » داشتن پرده بكارت است يا عدم نزديكى ( چه بسا پرده بكارت در مواردى همانند پريدن و . . . زايل مىگردد ) يا هر دو ؟ ج - آيا مراد از ثيب زنى است كه به صورت مشروع ازاله بكارت شده يا اينكه مراد از آن اعم است ولو اينكه از راه نامشروع يا عنف و يا پريدن و . . . ازاله بكارت شده باشد ؟ د - زنى كه بعد از نزديكى باكره مىماند حكم باكره را دارد يا ثيب ؟ جواب : ثيبوبت همين طور كه در تعليقات عروة الوثقى گفته‌ايم داراى سه معنى است : 1 - من ذهبت عذرته 2 - من تزوجت و مست 3 - من لم يدخل بها بالزوج أو بالزناء . و عقد تنها بدون مسّ موجب ثيبوبت نيست و در مقابل آن بكارت است و دليلى بر تعيين يكى از معانى على التحقيق نداريم ولى انصراف به بعضى از معانى در بعض موارد هست و در خصوص مورد سؤال اشتراط بكارت منصرف است به آنكه بكارت او به تزويج و يا زنا از بين نرفته باشد و يا دخول به او نشده باشد اگر چه بكارت باقى باشد و اما مس بدون دخول مزيل بكارت در اين مورد نيست . از آنچه گفته شد جواب بند « الف » معلوم مىشود كه با دخول شرط بكارت محقق نيست ولى اين كه فقدان شرط موجب فسخ باشد اختلافى است و به نظر حقير احتياط واجب آن است كه اگر شوهر زن را نمىخواهد طلاق بدهد و اگر به دوام نكاح راضى است مىتواند تفاوت بين مهر ثيب و باكره را از مهرى كه قرار داده‌اند كم كند . و نيز از آنچه در معناى بكارت گفته شد جواب بند « ب » ، « ج » و « د » معلوم مىشود . سؤال 241 . آيا بكارت حلقوى كه بعد از دخول باقى مانده است باز هم زن باكره است در مورد طلاق و ساير لوازم بكارت يا خير ؟ جواب : مراد از باكره در تلقى روايات مختلف است بعضى جاها داشتن بكارت به معنى بودن پرده و يا حالت قبل از دخول ولى در بعضى از جاها بكارت به معناى عدم ازدواج و دخول است و اينجا چون دخول حاصل شده بكارت رفته است و آثار باكره را ندارد و عرفاً هم به چنين زنى باكره نمىگويند .